close
تبلیغات در اینترنت
کوتاه اما پر معنا
شنبه 24 آذر 1397
در زمان های گذشته، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند، خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از  بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند؛ بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد؛ حاکم این  شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ... با وجود این هیچکس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت.نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود ، نزدیک سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر…
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
آخرین ارسالی های انجمن

درحال بارگذاری ....
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 84 amir
0 144 davood
تبلیغات
جای تبلیغات شما
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 59
  • کل نظرات : 16
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 10
  • افراد آنلاین : 1
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 66
  • گوگل امروز : 0
  • آی پی امروز : 1
  • بازدید دیروز : 21
  • گوگل دیروز : 0
  • آی پی دیروز : 7
  • بازدید هفتگی : 160
  • بازدید ماهانه : 271
  • بازدید سالانه : 3,740
  • بازدید کل : 8,222
  • اطلاعات
  • امروز : شنبه 24 آذر 1397
  • آی پی شما : 35.175.182.106
  • مرورگر شما :
اتاق آرزو
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

آرشیو ماهانه
مدرسه ماها
madreseyemaha
سایتی برتر
تست هوش
نویسنده : داود ربیعی
کوتاه اما پر معنا
  • تعداد بازدید : 36
  • کوتاه اما پر معنا

    در زمان های گذشته، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند، خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از 

    بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند؛ بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد؛ حاکم این 

    شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ... با وجود این هیچکس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت.نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود ، نزدیک سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد. ناگهان کیسه ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود. کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد. پادشاه در آن یادداشت نوشته بود:

     

     "هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد."

     

    وقتی مشکلت را به همسایه می گوئی ، بخشی از دلت را برایش می گشائی . اگر او روح بزرگی داشته باشد از تو تشکر میکند و اگر روح کوچکی داشته 

    باشد تو را حقیر می شمارد.

    نویسنده : داود ربیعی تاریخ : سه شنبه 10 اسفند 1395 امتیاز :
    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی